نبود دانشمند مطرح و رشد علمی به آن شکل و گستردگی ای که در ایران پس از اسلام به وجود آمد به این معنا نیست که پیش از اسلام،مرد و زن ایرانی استعداد علمی نداشته یا کند ذهن بوده است۱.
بلکه علت را باید در نوع سیستم دینی و سیاسی حاکم بر آن روزگاران جستجو کرد.
سیستم دینی و سیاسی طبقاتی و کاستی ای که قلم و کتابت را آموخته دیوان۲ و در صورت ضرورت منحصر به عده ای خاص از اشراف (که درصدشان مطمئنا به هیچ وجه با اکثریت جامعه هم قابل قیاس نبوده) می دانست.
به تعبیری؛شما اگر دهقان زاده یا...متولد می شدید،تا ابد و نسل اندر نسل همانی می بودید که قبلا بودید و (حتی در صورت دارا بودن شرایط رشد و ترقی هم) اجازه جابجایی از طبقه خود به دیگر طبقات اجتماع را نداشتید.۳چنانکه دادگرترین پادشاه ساسانی حق سوادآموزی را از فرزند طبقه بازارگان ایرانی دریغ کرد.۴
مردم باید مطابق میل و خواست سیستم حاکم می بودند و حتی اگر شاه را دوست نمی داشتند از نظر حکومت لایق باقی ماندن پوست بر بدنشان نبودند.۵
درباره هیتلر و نژاد پرستی نازی ها شنیده ایم اما جالب است اگر بدانیم که قرن ها پیش از آن ها نازی هایی افراطی تر بر جان و مال و دین مردم این سرزمین حکومت می کردند.
تا حدی که هرکسی را که به هر دلیلی که خودش هم در آن هیچگونه دخالتی نداشته،دچار نقص عضو یا کوتاهی قد و...بود لایق زندگی و ترقی نمی دانستند!
و علت اینکه در بسیاری موارد قبل از قتل عام شاهزادگان و پادشاهان حتما آن ها را کور و تکه تکه می کردند هم همین بوده است.(چون معتقد بودند شخص کور و...از امتیازات ویژه پادشاهی محروم است)
جناب رضا مرادی غیاث آبادی در مورد ریشه دار بودن این تفکر در دیانت زرتشتی (دیانت رسمی و باستانی ایران) می نویسد:
«یکی از دستورات و رویه ه
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
ویل دورانت:«در قرون وسطی،حمام ویژه مسلمانان به شمار می آمد.»۱
یکی از مهمترین خدمات اسلام،نشر فرهنگ نظافت شخصی و استحمام است که در زندگی روزمره بشر نقشی اساسی و حیاتی دارد و در جای جای قرآن و سنت (احادیث صحیح) که دو منبع مهم اسلام هستند و دیگر کتاب های اسلامی به ویژه در زمینه فقه (احکام) به اهمیت و ضرورت طهارت (پاکیزگی و بهداشت) تصریح شده است.تا حدی که پاکیزگی؛نصف ایمان۲،یکی از شرایط کسب محبوبیت و دوست داشته شدن نزد الله۳، و حتی در جاهایی،رعایت نکردنش دلیل عذاب و مجازات معرفی شده است۴.
در این بین مطمئنا استفاده از آب حرف اول را می زند و به همین جهت هم در کتب فقهی به لحاظ میزان تاثیر در پاکیزگی،آب ها مورد تقسیم بندی قرار گرفته اند۵.
برای کارنامه عملی بهداشت مسلمانان هم همین بس که در روز می بایست حداقل برای ۵ وقت نماز (علاوه بر نوافل و تلاوت قرآن و یا به جهت استحباب و ثواب هرچه بیشتر آن) دارای وضو (که با آب صورت می گیرد) باشند و همین موضوع (شسته شدن دست ها،پاها و صورت) که در طول روز و به خاطر انجام کارهای روزمره بیشتر در معرض آلودگی قرار دارند خود گوشه ای از حکمت و ارزش این تشریع را می رساند.
چرا گفته شد خدمات؟! مگر پیش از اسلام وضعیت مردم از این بابت چگونه بوده است؟
قبل از آنکه به نقطه دیگری از جهان بپردازیم بهتر است نگاهی مستند داشته باشیم به وضعیت ایران پیش از اسلام یا به گفته جناب مرتضی مطهری:ایرانِ موبدی.
دیانت رسمی ایران پیش از اسلام،زرتشتی گری و سلسله ساسانیان به گواه تاریخ و تاریخ نگاران،زرتشتی ترین سلسله حکومتی بوده است. یکی از متون دینی مهم به جای مانده از آن دوران متن «ارداویراف نامه» است که به بیان اعتقادات زرتشتیان از زبان «ویراف» پس از مصرف «بنگ و حشیش» می پ
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
از ریختن گمیز (ادرار گاو) در دهان مرده و شستشوی بدنش با آن،تا در معرض دیدگان سگ قرار دادن جنازه در آیین ایران پیش از اسلام/زرتشتی!
در طول تاریخ،دیانت زرتشتی بارها به جهت مقابله با ادیان ابراهیمی و به دلیل وجود زشتی ها و موارد خلاف عقلی که دارا بوده است و همین موضوع موجب شرمساری پیروان و ترک دین افراد می شده،اصطلاحا آپدیت و بروز رسانی شده است.۱
جریانات باستانگرای اسلام ستیز،علی رغم موجود بودن متن شرعیِ خلاف عقل و فطرت انسانی آیین رسمی پیش از اسلام ایران،همواره سعی دارند چهره ای رویایی با شعار زیبا و فریبنده: پندار،گفتار و کردار نیک۲ به آیین باستانی پیش از اسلام این سرزمین ببخشند!
در این بین،بسیاری مواقع کار از توجیه و تحریف موضوع فراتر می رود و تمام صورت مساله انکار می شود!
مسائلی همچون مشروعیت خویدوده (ازدواج با محارم)۳ و استعمال مواد مخدر و مست کننده (بنگ و حشیش و هوم)۴،نظام طبقاتی و کاستی شدید۵ که مردم را از رشد و پیشرفت باز می داشته،اهریمنی و دیو پرست خواندن پیروان دیگر ادیان و نسل کشی بی رحمانه آنان به همین بهانه۶،جواز قتل و طرد معلولان جسمی و ذهنی به بهانه ایجاد یک سرزمین آرمانی و نمونه۷ (آریایی) و...
یکی از این موارد که بنا به قلم نویسندگان مطرح همواره وجود داشته و به خاطر زشتی و قباحت بسیار،برای خود عوام زرتشتیان امروزی هم قابل قبول و باور نیست استعمال و جایگاه ویژه ادرار گاو،آن هم نه فقط محدود به شستشو،بلکه نوشیدن آن با هدف رهایی از پلیدی ! بوده است.
گاو پرستی هندوها را به تمسخر می گیرند غافل از اینکه این تقدس گاو ریشه در اعتقادی باستانی و مشترک با خودشان دارد و با قصد و غرض و پنهان شدن پشت شعار حیوان دوستی و حمایت از حقوق حیوانات،به موضوع نجاست و آلودگی سگ در
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
«وقتی موبدها (روحانیون زرتشتی) از روی اسلام کپی برداری می کنند!»
با استناد به پروفسور کریستین سن
گاهی می بینیم جریانات باستانگرای اسلام ستیز به جهت وجود تشابهاتی در یک سری موضوعات همچون ماجرای خلسه ویراف و پل صراط و...،ادعا می کنند تمام ادیان ابراهیمی همچنین اسلام از آیین زرتشت تقلید کرده اند!
در طول تاریخ دین زرتشت بارهای بار توسط موبدان (روحانیون زرتشتی) آپدیت و بروز رسانی شده است و یکی از مهمترین این آپدیت ها زمانی رخ داد که اسلام وارد ایران شد.موبدان زرتشتی پس از مشاهده اسلام آوردن ایرانیان و خرده گرفتن آنها به عقاید زشت و خلاف عقل دین زرتشت،بسیاری از خرافات و این احکامات را از اوستا حذف کردند.
پروفسور کریستین سن،ایران شناس و تاریخ نگار مشهور دانمارکی نوشته است:
«قراینی در دست داریم،که از روی آن می توان گفت شریعت زردشتی در قرن نخستین تسلط عرب تا حدی اصلاح شده و تغییر پیدا کرده است و زردشتیان خود مایل بوده اند،که بعضی از افسانه ها و اساطیر عامی و بعضی از اعتقاداتی را که در فصول اوستا ثبت شده بود،حذف کنند.»۱
زمانی به این موضوع عادی و پیش پا افتاده نگاه خواهیم کرد که بدانیم تا همین چند سال پیش و حتی شاید بتوان گفت در همین زمان ما هم موارد مهمی بوده که دیگر توسط خود زرتشتیان منسوخ و تقریبا به فراموشی سپرده شده اند.
مواردی همچون درون دخمه گذاری مردگان و طعمه سگان لاشخور و کرکس ها کردن آنها و رسم استحمام با «گُمیز» (ادرار گاو،گوسفند و انسان) و نوشیدن «نیرنگ» (ادرار گاو که طی مراسمی خاص تهیه می شده است) که در سال ۱۳۵۰ (دوره پهلوی) برچیده شد اگرچه که هم اکنون هم به گفته خانم دکتر کتایون مزداپور که اصالتا متولد یزد و زرتشتی هستند،در میان زرتشتیان (پارسیان) هند مرسوم و
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
رفتار و عملکرد خود در برابر دیگر ادیان و پیروانشان و نوع نگاه خودشان به علم و دانش را سعی می کنند با ساختن افسانه هایی مهمل و بی اساس،به اسلام و مسلمانان نسبت بدهند.
گوستاو لو بُن (Gustave Le Bon) فیلسوف،مورخ و پزشک مطرح فرانسوی در این زمینه می نویسد:
«راجع به سوزاندن کتابخانه اسکندریه که عمر را به آن متهم ساخته اند همین قدر می نویسم که یک همچو حرکت وحشیانهٔ تا اینقدر مخالف با وضع و عادات این فاتحین بوده که واقعا جای بسی تعجب است که یک همچو افسانهٔ مهملی چگونه درین مدت متمادی به شهرت خود باقیمانده و آنرا تلقی به قبول نموه اند.
لیکن در عصر حاضر بطلان این عقیده به درجه ای ثابت و محقق شده که دیگر محتاج به تحقیق و بررسی زایدی نیست.
این مطلب به طور کلی معلوم و مبرهن گردیده که قبل از اسلام خود نصاری همانطوری که همهٔ معابد و خدایان اسکندریه را با نهایت اهتمام منهدم نمودند کتابخانه نامبرده را هم سوزانیده بر باد دادند و از کتب نامبرده در زمان مسلمین چیزی باقی نمانده بود تا آنرا بسوزانند.»
منبع:تمدن اسلام و عرب،گوستاو لو بن،ترجمه فخر داعی گیلانی،چاپخانه علمی۱۳۱۸،ص۲۷۵
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
بسیاری از شبهات (دروغ ها وعوام فریبی های) اسلام ستیزان در گذشته پاسخ داده شده اند و به راحتی می توان با استفاده از اینترنت و جستجویی نه چندان سخت به آن پاسخ ها و استدلال های صورت گرفته در آنها دست یافت.
یکی از این شبهات که با آب و تاب هم مطرح می شود و در حقیقت در بردارنده نوع رفتار و اعمال خود این جریانات اسلام ستیز در مقابل جوامع و ملت ها هست که در طول تاریخ روا داشته اند و به خاطر ضربه فکری ای که از اسلام خورده اند و ضعف عقیدتی در مقابل اسلام سعی می کنند،از روی ناجوانمردی و عناد به اسلام و مسلمانان نسبت مذبوحانه و بی حاصل بدهند؛افسانه کتاب سوزان و دشمنی با کتاب و دانش (مشهور به افسانه کتابسوزی ایران و مصر) است.
ویل دورانت (William James Durant) نویسنده و تاریخ نگار برجسته آمریکایی که تقریبا همگان با اثر پر آوازه اش «تاریخ تمدن» آشنا هستند با طرح این سوال که :آیا واقعا عَمرو بن عاص (رَضِيَ اللهُ عَنهُ،سردار و صحابی گرامی پیامبر اسلام ﷺ) کتابخانهٔ اسکندریه را به سوختن داد؟ به بررسی و پاسخ این ادعا و افسانه می پردازد:
«آیا واقعاً عمرو کتابخانهٔ اسکندریه را به سوختن داد؟
این قضیه اول بار در کتاب عبداللطیف بغدادی (۵۵۸-۶۲۹ه ق ،۱۱۶۲-۱۲۳۱م)،یکی از علمای اسلام،آمده است.پس از آن ابن العبری (۶۲۴-۶۸۵ه ق،۱۲۲۶-۱۲۸۶م)،یک مسیحی یهودی نژاد از مردم مشرق شام،که به نام ابوالفرج یک تاریخ مختصر عالم به عربی نوشته بود،قصه را با تفصیل بیشتر نقل کرد و گفت که یکی از مردم اسکندریه به نام یوحنا فیلوپونوس از عمرو تقاضا کرد نسخه های کتابخانه را به او ببخشد،عمرو نامه ای به خلیفه نوشت و از او اجازه خواست،و به گفتهٔ روایت عمرو بدو جواب داد:«اما دربارهٔ کتابها،اگر مندرجات آن موافق کتاب خداست که ا
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
زرتشت بیان می کند که اقوام،دوستان و همکارانش حرف او را گوش نمی دهند و از این بابت گله مند است. ۱
بی اعتنایی مردم به سخنان زرتشت به حدی است که در مدت ده سال تبلیغ فقط ۱ نفر را می تواند زرتشتی کند! ۲
به همین دلیل متوجه می شود که مردم علاقه ای به پذیرفتن و شنیدن سخنان او ندارند و باید از قدرت و حکومت برای زرتشتی شدن مردم استفاده کند.
لذا منطقه خود را ترک می کند و به نزد پادشاهی به نام گشتاسپ می رود و با کمک ایزدان و استفاده از خوراندن بنگ (حشیش)،پادشاه،زرتشتی می شود. ۳
بعد از این اتفاق آیین زرتشت با زور شمشیر گسترش پیدا می کند.
برای نمونه اسفندیار که از عوامل حکومتی است و تازه زرتشتی شده است در میدان مبارزه بیان می کند:
کنون کارهایی که من کرده ام
ز گردنکشان سر بر آورده ام
نخستین کمر بستم از بهر دین
تهی کردم از بت پرستان زمین ۴
نکته:مهم ترین عامل گسترش آیین زرتشت،دادن بنگ و مواد مخدر توسط زرتشت به دیگران بوده است.(کتاب دینکرد هفتم)
منابع:
مجموعه آرتا (ویرایش شده)
اسطوره زندگی زردشت،ژاله آموزگار و احمد تفضلی،چاپ و انتشار کتابسرای بابل،ص۱۰۰
۱:اوستا،جلیل دوستخواه،انتشارات:مروارید،چاپ:نوزدهم،ج۱،یسنا،هات۴۶
۲:وزیدگیهای زادسپرم،زادسپرم جوان جم هیربد سیرجان،محمدتقی راشد محصل،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی۱۳۸۵،ص۷۱
۳:دینکرد هفتم،محمدتقی راشد محصل،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی۱۳۸۹،ص۲۴۵-۲۴۶
۴:شاهنامه،فردوسی،داستان رستم و اسفندیار
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
گشتاسپ شخصیت معروف ایران باستان و از نخستین ایمان آورندگان به زرتشت است.
در منابع زرتشتی ذکر شده که وی آیین زرتشت را ابتدا نمی پذیرد؛به او بنگ (حشیش) داده می شود و به حالت خواب و خلسه می رود و وقتی بیدار می شود به زنش می گوید زرتشت را نزد من آورید تا آیین وی را بپذیرم:
«آفریدگار اورمزد به نَریوسنگ ایزد گفت:برو،حرکت کن،ای نَریوسنگ سخنور،به سوی خانهٔ گشتاسب توانا (از نظر) گوسفند،و نامی در جاهای دور،و این را به اردیبهشت بگو که:«ای اردیبهشت فرمانروا تشت زیبایی که زیباتر از دیگر تشتها ساخته شده است برگیر - یعنی در فرمانروایی جامی چنین زیبا باید ساخت - ؛از سوی ما هوم و منگ به نزد گشتاسب بر،و آن را به گشتاسب فرمانروا بنوشان.»»
چون اردیبهشت فرمانروا،آن پیام را دریافت کرد،تشت زیبایی بر گرفت و با آن،هوم و منگ را به کی گشتاسب والامقام فرمانروا نوشانید و کی گشتاسب والامقام فرمانروا (در بستر) آرمید.
چون از بستر بیرون آمد به هوتوس گفت که:«ای هوتوس،باشد که زردشت سپیتمان با شتاب و پر تلاش به پیش من رسد،سپیتمان زردشت زود دین اورمزد و زردشت را به من بیاموزد.»»۱
در اوستا آمده است:
«فَروهر پئورو بَنگهه را می ستاییم.»۲
پئورو بنگهه:به معنای کسی که بنگ و حشیش بسیار دارد و از اسامی آریایی است.
منابع:
آرتا
۱:اسطوره زندگی زردشت،ژاله آموزگار و احمد تفضلی،چاپ و انتشار کتابسرای بابل،ص۱۰۴
۲:یشتهای اوستا،ابراهیم پور داود،انتشارات نگاه،بخش فروردین یشت،ص۵۰۹
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
مشروعیت مصرف مواد مخدر نشئه زا (هوم و حشیش) در دیانت زرتشتی - دیانت ایرانِ پیش از اسلام:
هوم در اوستا گیاه مقدسی است که در کتاب ریگ ودا، سوما نام دارد. افشره آن یک نوشیدنی آئینی به شمار می آید که در اوستای نو و دین زرتشتی متاخر جایگاه ویژه ای دارد. نوشابه هوم در اوستا با صفت "دور دارنده مرگ" همراه است و در بندهشن، هوم بعنوان سرور و شهریار گیاهان است. نیبرگ می نویسد: گیاه هوم گونه ای از "افدرا" است که در کوهستانهای ایران و افغانستان می روید و به آن "ریش بز" هم می گویند. از این گیاه آلکالوئیدی به نام "افدرین" بدست می آید که اثراتی مشابه آدرنالین دارد(آلکالوئیدها از مواد موثره تریاک هستند که نشئه زا و مخدراند)(۱)
در متون پیشا زرتشتی هند باستان یعنی ریگ ودا از خاصیت نشئه آور سوما(=هوم) سخن گفته شده و شیره این گیاه بعنوان یک نوشیدنی شادی بخش معرفی شده. «آریائیان هند و ایرانی علاوه بر پرستش آتش به پرستش سوما و نوشیدن افشره مخمر سوما علاقه وافر نشان داده اند. در سرود ستایش سوماپومانه از کتاب ریگ ودا چنین آمده: سومای شادی بخش را باید برای تریته و برای آشامیدن آندرا صاف کرد»(۲)
نوشیدن شراب سوما جزو اعمال و مناسک آریانها بوده و از فشردن برگهای این گیاه شرابی مقدس تهیه می شده که آنرا با شیر مخلوط می کردند و به حضار در بزم قربانی می نوشاندند و اثر سکر آمیز (=نشئگی) که در ایشان ظاهر می شد را به نیروی مقدس الهه آن گیاه نسبت می دادند(۳)
در سراسر اوستا غالبا از هوم (=haoma) که در کتاب مقدس برهمنان سوما (=soma) نام دارد، سخن گفته شده. در مهر یشت فقرات ۸۸-۹۰ و بهرام یشت فقره ۵۷ و ارت یشت فقره ۵، از این گیاه که نزد آریانهای ایرانی و هندی مقدس است، سخن به میان آمده. در واقع هوم یشت در
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
در تاریخ،جمله جالب و قابل تأملی می بینیم که وقتی سپاه مسلمانان در قادسیه،با رستم نماینده سپاه ساسانی روبرو می شوند،آن را هدف و خلاصه دعوت خود بیان می کنند.
آنها می گویند:
«اللَّهُ ابْتَعَثنَا لِنُخْرِجَ مَنْ شَاءَ مِنْ عِبَادَةِ الْعِبَادِ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ، وَمِنْ ضِيقِ الدُّنْيَا إِلَى سِعَتِهَا، وَمِنْ جَوْرِ الْأَدْيَانِ إِلَى عَدْلِ الْإِسْلَامِ..»
یعنی:الله ما را فرستاده است و آمده ایم تا مردم را از بندگیِ بندگان (دیگر انسان ها)،به بندگی الله رها سازیم،و از تنگنای دنیا به آسایش و فراخی منتقل کنیم،و از بیداد ادیان به داد و عدالت اسلام در آوریم.
البدایة و النهاية،ابن کثیر،ج۹،ص۶۲۲
تنسر،روحانی و موبد بزرگ ساسانیان در نامه ای که به گشنسب،شاه طبرستان می نویسد به تعبیری،دستورالعمل ها و سیاست های دینی دولتی این سلسله را بر می شمارد.
این نامه نکات مهم بسیاری دارد که یکی از آن موارد،تاکید فراوان او بر دایر بودن نظام طبقاتی در اجتماع است.
تنسر،طبقات مردم و اجتماع را بر ۴ بخش می داند که تقریبا جابجایی فردی از طبقه ای به طبقه دیگر محال است.
۱.طبقه اول:اصحاب دین که شامل موبدان،مغان،مغان اندرزبد،هیربدان،دستوران و زهاد بودند.
۲.طبقه دوم:جنگجویان و مردان کارزار که به دو قسمت سواره و پیاده تقسیم می شدند و از حیث مراتب و اعمال بین آنان تفاوت های فراوان وجود داشت.
۳.طبقه سوم:شامل دبیران و محاسبان یا کتّاب رسائل و حسابداران و قضات و دادوران و وقایع نگاران و اطباء و شعرا و منجمان بود.
۴. و طبقه چهارم:که در حقیقت اکثریت زحمتکش جامعه را تشکیل می داد شامل کشاورزان،پیشه وران و صنعتگران و بازرگانان بود که نیروی تولید
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
محمد بن حَنَفیّه،فرزند برومند علي - رَضِيَ اللهُ عَنهُما - داستان شهادت پدرش را این چنین بازگو می کند:
«آن شب که علی ضربت خورد،من در مسجد اعظم شهر کوفه در حال نماز بودم؛تعداد زیادی،نزدیک منبر به نماز ایستاده و در حال قیام و رکوع و سجده بودند و از عبادت شبانگاهی خسته نمی شدند تا اینکه علی برای نماز صبح از خانه اش خارج شد و در کوچه های کوفه بلند می گفت:«ای مردم! نماز! نماز! »
چشمم به برق شمشیری افتاد و این صدا به گوشم رسید که : «ای علی ! حکم از آنِ خداست؛نه از تو و یارانت»
آن گاه شمشیری دیدم؛یک بار دیگر نیز فرود آمدن شمشیر را دیدم.
در این حین صدای علی به گوشم رسید که می فرمود:«این مرد را بگیرید»
مردم از هر سو راه را بر ابن مُلجَم بستند تا اینکه او را گرفتند و نزد علی آوردند.من نیز همراه مردم به آنجا رفتم.
علی می فرمود:«[به حکمِ الله] انسان در قصاص انسان،کشته می شود؛لذا اگر مُردم،او را به قصاص من بکشید و اگر زنده ماندم،خودم درباره اش تصمیم خواهم گرفت».
تاریخ طبری،ترجمه ابوالقاسم پاینده،ج۶،ص۲۶۸۵
امام شافعی - رَحِمَهُ الله - می نویسد:امام باقر فرمود که:علي - رَضِيَ اللهُ عَنهُ - پس از ضربت خوردن به دست ابن ملجم،در حق او فرمود:
«به او غذا دهید و سیرابش کنید و در اسارتش نیکو رفتاری کنید،اگر زنده ماندم که صاحب خون،خودم هستم.اگر خواستم عفوش می کنم و اگر خواستم قصاصش می کنم و چنانچه از دنیا رفتم و اورا کشتید،اندامش را مثله نکنید».
الأم للشافعي،۴/۲۲۹
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
در پست گذشته در مورد جایگاه زن در ایران پیش از اسلام و باور و رفتار موجود در آن دوره هنگام مواجهه با دچار شدن یک زن به عادت ماهیانه مطالبی عرض شد.
در ایران پیش از اسلام زن پریود،نجس پنداشته می شد ومجبور به دوری از اطرافیان (در حقیقت نوعی حبس) بود و این رفتار حداقل فقط به لحاظ جنبه بهداشتی نبود و اساسا ریشه معنوی و اعتقادی داشت.
چرا که راهکار پاکی و خلاصی زنان از این ناپاکی اهریمنی،به دستور آیین و عرف حاکم،غسل و شستشو با ادرار گاو بود!
حال این سوال مطرح می شود که چرا،نه فقط مردان،بلکه زنان ایرانی،نباید شیفته اسلام شوند و به استقبال حاملان این دین بروند؟
پروفسور جمشید چوکسی Jamsheed K.Choksy،ایرانی شناس در بخش مطالعات اوراسیای مرکزی،تاریخ،هندی شناسی و دین شناسی و هیئت علمی خاورمیانه و اسلام شناسی و مطالعات بین المللی در دانشگاه ایندیانا بلومینگتون و رئیس بخش زبان ها و فرهنگ های خاور نزدیک و سرپرست برنامه های مطالعاتی خاورمیانه،که خود یک زرتشتی است،از گرایش زنان ایرانی زرتشتی به ازدواج و همسری با مردان مسلمان در نخستین سده های ورود اسلام به ایران می نویسد:
«جنبه ای از دین زرتشتی که ممکن است موجب رغبت زنان زرتشتی به طلب مردان مسلمان برای همسری شده باشد،مربوط به قوانین ناظر بر قاعدگی در این دین بود.
بر زنان زرتشتی واجب بود که ایام قاعدگی خود را جدا از خانواده و دوستان در اتاق یا ساختمانی بگذرانند که برای آن منظور اختصاص یافته بود.
این روش بر مبنای این عقیده بود که آنان آلودگی را در میان جامعه منتشر نکنند.
با اینکه مسلمانان نیز - در ایران و نقاط دیگر - از خون قاعدگی می ترسیدند۱،مقررات آیینی آنها برای زنان سختگیری کم تری داشت.»
منبع:جمشید چوکسی،ستیز و سازش،ترجمه نادر میرسعید
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر
از جمله عوامل گرایش ایرانیان به اسلام/اسلام اختیاری ایرانیان،روشنی عقیده و آسانی سبک و نحوه دین داری در اسلام در مقایسه با دیگر ادیان،به ویژه دین زرتشتی بود.
توحید و یکتاپرستی ای بی شائبه و فقهی آسان و منطقی،که جز در حد وسع و توان و امکان،فرد را مکلف نمی دانست۱.
علاوه بر مردان،زنان نیز که همیشه قشری مظلوم و ستمدیده قلمداد می شده اند،وقتی سهولت اسلام را در مقابل دشواری ها و تکلف های توهین آمیز باورهای آن روزگار می بینند،نه تنها شیفته اسلام می شوند بلکه حتی به ازدواج و تشکیل خانواده با مردان مسلمان اشتیاق پیدا می کنند.
یکی از آزادی هایی (به معنای واقعی کلمه) که اسلام برای زن ایرانی به ارمغان آورد،رهایی از اهانت ها و وضعیتی بود که در آن روزگار رواج داشت.
در ایران پیش از اسلام و دیانت زرتشتی،زنان و دخترانی که به عادت ماهیانه که یک پیشامد عادی است دچار می شدند،مجبور به سپری کردن این حالت و روزها،در زیرزمین خانه ها و حتی در طویله و اصطبل ها بودند۲.
خانم پروفسور مری بویس Mary Boyce،زبان شناس،تاریخ نگار و زرتشتی شناس مشهور بریتانیایی که حدود یک سال نیز در میان زرتشتیان ایران زندگی کرده است،در مورد این نوع رفتار معمول زرتشتیان ایران پیش از اسلام با بانوان پریود می نویسد:
«موضوع دیگری که نظر تاورنیه را به خود جلب کرد،احکام تطهیر بود.وی (Taveier,166) نوشت:
همین که زنان یا دختران شروع قاعده ماهانه را حس می کنند،فوراً از خانه بیرون می روند و در کلبه چوبین مشبکی که پرده ای بر در آن آویخته است،تنها منزل می کنند.هر روز برای آنان آب و خورش می برند تا آن ایام سپری شود.»
«...این زندان تنگ و انفرادی،بایستی در گرمای تابستان و سرمای زمستان،برای زنان بسی سخت بوده باشد؛و آشکارا گاه خطرناک
برچسب:
نویسنده: مهران رنجبر